ما در ای دلوا پس فردای عشق
ما در ای غمخوار بی همتا ی من
اولین و آخرین معنای عشق
زندگی بی تو سراسرمحنت است
زیر پای توست تنها جای عشق
ما در ای چشم و چراغ زندگی
قلب رنجور تو شد دریای زندگی
تکیه گا ه خستگی ها یم توئی
ما در ای تنها نرین ما وای عشق
یا د تو آرام می سا زد مرا
از تو آهنگی گرفته نا ی عشق
صوت لالائی تو اعجا زکرد
ما در ای " پیغمبر زیبایعشق "
ما ه من پشت و پنا ه من توئی
جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق
دوستت دارم تو را دیوانه وار
از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق
ای ا نیس لحظه های بی کسی
در دلم برپا شده غوغایعشق
تشنه آغوش گرم تومنم
من که مجنونم توئی لیلای عشق
برچسبها: روزمادرمبارک, روز زن مبارک
و پرنده هاي خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ايستاده اييم. سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با کيست؟...
زمين سلامت مي کنيم و ابرها درودتان باد و
چون هميشه اميدوار و سال نومبارک...
برچسبها: سال نومبارک, بهار1392
درارتباط باطرح تقسیم تهران که درپست قبل به آن اشاره کردم یک اتفاق دیگرهم افتادکه بدنیست تعریف کنم.بابچه هادریک سالن بزرگ واسه تقسیم منتظرنشسته بودیم وتمامی تلاشمان این بودکه شرایط به گونه ای رقم بخوردکه باسایربچه های شهرمان دریک یگان باشیم(استرس احتمال زاهدان افتادن هم که جای خود داشت).قبل ازاینکه نوبت به تقسیم من برسدحدود ده نفر را برای رفتن به زاهدان انتخاب کرده بودند(جدایک گوشه دیوارنشسته بودند)
ماجراازاین قراربود:
همه بچه هاروی لباسشان درجه نصب کرده بودندبجزمن(منم خواستم درجه بزنم ولی گفتم بگذارم بابچه ها برویم درجه یک رنگ بگیریم ولی دیدم همه درجه گرفتن)بخاطرهمین موضوع خیلی توی چشم بودم.یهویک افسرجلوآمدوبالحنی محکم گفت:"چرادرجه نداری؟"منم خیلی بی خیال گفتم وقت نشد درجه بزنم اونم گفت بلندشوتابهت بگم وقت نشدیعنی چی!!تودلم یک یاخداگفتم وبادلهره واسترس فراوان بلندشدم وگفتم:"درخدمتم"(تودلم به خودم گفتم کاری که نباید می شداتفاق افتادحتما میگویدبرو پیش اون ده نفرکنار دیواربنشین تابفرستیم زاهدان)افسرگفت:"بروپاکتهای آبمیوه وکیک راکه دوستانت روی فرش رها کردن جمع کن.این حرف راکه شنیدم یک نفس عمیق کشیدم وباخیالی راحت گفتم به روی چشم.
خلاصه اینکه اون چنددفعه بداسترس هایی به من واردشدکه به لطف خدابه خیرگذشت ودرتهران ماندگارشدم.
پیشنهادمی کنم پست قبل راکه درارتباط باهمین موضوع است حتما بخوانید.
برچسبها: دفترخاطرات, خدمت سربازی, گروهان2 2
میخوام یه مطلب خودمونی ازاولین روزهای حضورم تویگان خدمتی بنویسم.
باخوش شانیسی تمام درحالی که خیلی ازبچه ها زاهدان ،خراسان جنوبی وکرمان افتادن من وتعدادی ازبچه های شهرمون برای ادامه خدمت افتادیم تهران خلاصه اینکه1391/10/9باتعدادی ازبچه های شهرمون اومدیم تهران ودرحالی که نمیدونستیم کارمون چیه ودرطول خدمت چیکاربایدبکنیم رفتیم خودمون رومعرفی کردیم .
میدونی تواون شرایط ضدحال چیه؟
اینکه بدونی ازشر زاهدان رفتن خلاص شدی وبه امید یه خدمت راحت بیای تهران ولی ازاونجامستقیم بفرستنت زاهدان اون لحظه واون ساعت روهیچ وقت فراموش نمی کنم.
قضیه ازاین قراربودکه میخواستن یه عده ای رو برای زاهدان ازبین ما انتخاب کنن(حدود150نفربودیم)یه فرم هایی میدادن که پرکنیم وبعدمی نشستیم واسه تقسیم من بدشانس وحدود10نفرازبچه هااومدیم جلو واسه تقسیم یهوگفتن سه نفرازبین اینهابرای زاهدان انتخاب بشوند.
قندتودلم آب شد بداسترسی اومدسراغم تواون شرایط نفس کشیدن سخت شده بودافتادم به دعا وصلوات فرستادن آخه خیلی حال گیری هستش به این امیدکه از زاهدان افتادن رهایی پیداکردی(آموزشی که بودیم همه بهمون می گفتن خدمتتون زاهدان است)،1200کیلومترطی کردی وازبندرگناوه بیای تهران یهوبیان بهت بگن بایدبروی زاهدان اگرهمون موقع توتقسیمات بفرستن زاهدان حال گیریش کمتره
سرتون رودردنیارم هرطوری بودمثل اینکه میخواستن منو همونجا بندازند وکارخودشون روکردن ومنوانداختن اونجاچونکه نفرات قبلی که انتخاب کرده بودندهمه ازبچه های بوشهر وخوزستان بودندبه همین خاطرسه نفرازبچه های استان فارس روانتخاب کردندوفرستادنداونجا اگرنفرات اول برای تقسیم رفته بودم صددرصدمی افتادم همونجا.
فکرنکنم نیازبه توضیح باشه میدونیدکه منظورم از"اونجا"کجاست؟
خدانگهدارتان
برچسبها: دفترخاطرات, خدمت سربازی, گروهان2 2
سلام بر بچه های نازنین گروهان2-2مرکزآموزش شهید دستغیب ناجا
سلام دوستان،سلامی به حرارت بخاری آسایشگاه،سلامی به آفتاب سوزان روزهای اول دوره،سلامی به خستگی کلاس های صف جمع،سلامی به روزشماری عده ای برای مرخصی رفتن آخرهفته ،سلامی به خستگی ها وله له زدنهای بعدازبدوبایستهای امیدوار، سلامی به اعتراض های همیشگی بچه هابه همدیگردرصفوف رژه،سلامی به خستگی های اردوگاه تاکتیکی سه روزه دردل کوه!،سلامی به غذاهای زمان حضوربازرسان درمرکزآموزش،سلامی به بچه های....گروهان2-2وسلام به بچه های باغیرت گروهان2-2،سلامی به رجزهای کوبنده10مترآخرجلوی گروهان وسلام به بچه های همیشه بی نظم گروهان2-2،سلامی به مشکل اساسی گروهان2-2مایع دستشویی وسلام به بچه های باحال بلواربهداری،سلامی به خیلی خوب هایی که هیچ وقت به دلمان ننشست وسلام به خیلی خوبهای زادانی که ازصدتاخیلی ضعیف بدتربود،سلامی به اون گروهانی که درجواب به خیلی ضعیف گفته بودند"سپاس جناب"،سلامی به خوابیدن ونخوابیدن های سرپست وسلام به پلمپ اسلحه خانه گروهان2-2،سلامی به تلفن های همیشه خراب گردان2وسلام به اون تلفنی که فقط کارت5000تومانی می گرفت،سلامی به بچه های نازنین کربلا4 وسلام به بچه های معترض کلاس صحرایی کربلا25،سلامی به ارشدبلواربهداری باتن صدای خاص خودوسلام به ارشد ارشدها،ارشدسلف،سلامی به ارشدکاردرست وزیادی قانونمندکربلا4،سلام به رکوردار بازداشتی درگروهان2-2وسلامی به بزن بکوبها ورقصهای خاطره انگیزتوآسایشگاه وتو اتوبوس اسکانیا!سلام به تخت شماره 18که همیشه برای مرخصی التماس می کرد،سلام به بچه زرنگ گروهان تخت شماره 17وسلام به همه بچه های باحال وبامرام اطراف تخت شماره20 وسلام به سلطان آنکادرگروهان تخت شماره21وسلام به بمب خنده گروهان جناب معصومی2تخت شماره26،سلام به اون کسی که عشق ارشدی ومنشی گری داشت ،سلامی به بچه های نورآبادکه زیادی هوای هم روداشتن،سلامی به روزشماری بچه ها برای ترخیص وسلامی به اون شایعاتی که هیچ کدام درست ازآب درنیامدند،سلامی به پرسنل زحمت کش گردان دوم کربلابخصوص اون ستوان سومه، ،سلامی به خمیازه های بی پایان وهمیشگی استادکلت زعاف،سلامی به روحانی عزیزکربلا4و25آبنوس عزیزوسلامی به مداومت کارهای دوست داشتنی گردان دوم بخصوص جنابان خلیلی ورضایی،سلام به جناب قاسمی که خودشون هم می دونستند بچه هاازشون حساب نمی برندوسلام به سوتی های جناب قاسمی، سلامی به برخوردهای نامناسب قربانی مظلوم بابچه ها، سلامی به بشینن برپابشینن برپاهای معروف علمداری مهربان ویکم پارتی باز،سلامی به سلطان بدوبایست مرکزآموزش شهیددستغیب ناجاجناب امیدواردوست داشتنی،سلامی به جانشین فرمانده گردان جناب فرهمندوسلامی گرم وخاص به الگوی خودم جناب من ایرانمنش وسلام به فرماندهی بالیاقت ومحترم مرکزجناب سرهنگ بیات وسلام به سلسله مراتب ازبالاتاپایین وسلام به.....
تقدیم به تمام بچه های گروهان 2-2پ خ آبان91مرکزآموزش شهیددستغیب ناجا
برچسبها: گروهان2 2, دفترخاطرات
خاطرات تو این دوره 2 ماهه زیاد هستش خود جناب امیدوار دوست داشتنی که کلا خاطره هست.(فدوییییییییییی.....حیف نون).
یکی از خاطرات زیبا و به یاد ماندنی مسابقه طناب کشی بود.،خلاصه آقای تربیت بدنی گفتن واسه مسابقه طناب کشی گروهان ها آماده بشن.گروهان ما هم با ترکیبی شامل قهرمانان زیر پای به میدان رقابت گذاشت.
آقایان (بابک دهقان،مسعود دهقانی،مصیب زارع،محمد رضا مدنی،مصطفی امیری، رضا شیخعلی،امید رستمی،حمید عسکری،حسین فهندژ،حمید حسینی،حسن قرائت)اگه کسی جا افتاده شرمنده...
مسابقه شروع شد و تیم 2-2 همینطوری تیم ها رو لوله میکرد تا رسیدن به تیم قرارگاه که کلا تو کار ترکیب عوض کردن بودن.اولش چیزی نمانده بود که بچه ها شکست را پذیرا باشند ولی با غیرت 2-2 و تشویق های بی امان بچه های 2-2 و 1-2 موفق شدند که قرارگاه رو شکست بدن.(قرار گاه تیمتو بردار و برو...) بچه ها رفتن فینال و تونستن تو فینال هم سربلند بیرون بیان و قهرمان شدند. لیدری سید علی حسینی و تشویق های بی امان بچه ها واقعا مثال زدنی بود.در آخر هم بچه ها جناب امیدوار و جناب علمداری رو مورد تشویق قرار داده و به هوا پرتاب نمودند. راستی یکی از شعار های باحال که می گفتیم این بود.(بدوبایست اثر کرد 2-2 رو قهرمان کرد).
یکی دیگه از خاطرات باحال گم کردن 12 عدد پوکه از13پوکه توسط سرکار مجید کریمی بود که در نوع خودش رکوردی است.
سبز و سربلند باشید.دوستون دارم 2-2 ها
نویسنده:احمدچرومی
برچسبها: دفترخاطرات, گروهان2 2

صلوات خاصه امام رضاعلیه السلام که درصبحگاههای نیروی انتظامی پخش می شود.
واقعاحس خوبی بهت دست میده چطوربگم آدم رومنقلب می کنه
تقدیم به تمام بچه های گروهان 2-2پ خ آبان91مرکزآموزش شهیددستغیب ناجا
برچسبها: صلوات خاصه امام رضاعلیه السلام, گروهان2 2, ذفترخاطرات
برچسبها: گالری تصاویر
ادامه مطلب...
یکی ازعمده مشکلات بندرگناوه درایام نوروزکثیف بودن فضای شهری بویژه سطح
معابر، جوبهاوساحل می باشد.البته نمی توان همه نگاهارامتوجه شهرداری کرد.نگاه من
بیشترمتوجه فرهنگ عمومی حاکم برجامعه است.
قسمت اعظم این مشکل برمی گرددبه فرهنگ مردم (ازیک طرف فرهنگ مسافرین نوروزی
وازطرفی فرهنگ شهروندی خودمردم گناوه که درمواردی بی فرهنگی هابیدادمی کند) از
انداختن کارتن درجوبهاودزدیدن سطلهای آشغال درچندمکاه اخیرگرفته تارهاکردن
موادزائد حاصل ازموادغذایی وبطری نوشیدنیهاو...را می توان به عنوان بخشی از این بی
فرهنگیها نام برد.البته نقش مسئولین شهرستان درعدم ایجادفرهنگ سازی مناسب دراین
مواردرا نمی توان کتمان کرد.(شهرداری جدید دراین زمینه گام های موثری برداشته است)
دراین میان نمی توان ازعملکردضعیف شهرداری درسال های اخیرچشم پوشی کرد.البته این
نقطه ضعف بیش ازآنکه به کارگران زحمتکش شهرداری مربوط شودبه ضعفهای مدیریتی
درشهرداری مربوط می شود.لازم است به عدم ظرفیت بندرگناوه برای پذیرش حجم کثیری
ازمهمانان نوروزی هم اشاره کرد،البته نمی تواند توجیه کننده باشد.
شایدوشاید(امیدوارم)امسال باکمبودسرویسهای بهداشتی مواجه نباشیم ولی نکته ای که
دراین زمینه وجود داردگرفتن پول برای استفاده ازسرویسهای بهداشتی است که زیادمناسب
نیست. درشهرباعدم وجودآب آشامیدنی سالم هم مواجه هستیم.یکی از جدی ترین مشکلات
بافت شهری بندرگناوه کمبودپارکینگ است که بخاطرساخت بی رویه پاساژبا آن روبه
روهستیم که به موقع مطلبی هم دراین مورد خواهم نوشت.
برچسبها: عیدنوروز, نوروز91, آیاعیدامسال بندرگناوه تمیزخواهدبود, بندرگناوه





